محمد ابراهيم آيتى
87
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
شادمان و ثابت قدم باش ، سوگند به كسى كه جان « خديجه » به دست او است اميدوارم پيامبر اين امّت تو باشى . آنگاه برخاست و جامهء خويش بر تن راست كرد و نزد پسر عموى خويش « ورقة بن نوفل بن أسد بن عبد العزّى بن قصىّ » كه نصرانى شده و كتابهاى آسمانى خوانده . و از اهل تورات و انجيل استفاده كرده بود ، رفت و آنچه را از رسول خدا ديده و شنيده و به وى خبر داده بود ، نزد وى بازگفت . « ورقة بن نوفل » گفت : قدّوس قدّوس ، اى « خديجه » سوگند به آن كه جان « ورقه » به دست او است ، اگر راست مىگوئى البته همان فرشتهء بزرگ كه نزد « موسى » مىآمده است ، بر وى نازل شده و پيامبر اين امّت همو است ، وى را بگو ثابت قدم باشد . « خديجه » نزد رسول خدا بازآمد ، و گفتار « ورقة بن نوفل » را به وى بازگفت [ 1 ] . در اين كه نخستين قسمتى كه از قرآن مجيد نازل شده كدام قسمت است ، اختلاف است : بيشتر ، پنج آيهء اول سورهء « علق » را گفتهاند ، برخى هم سورهء مدّثّر [ 2 ] را نخستين سورهء نازل شده دانسته و به رواياتى استدلال كردهاند كه منافاتى با نزول چند آيه از سورهء اقرأ پيش از آن ندارد ، كسانى هم سورهء فاتحة الكتاب [ 3 ] را نخستين سوره مىدانند ،
--> [ 1 ] - سيرة النبى ، ج 1 ، ص 254 - 256 . الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 194 - 195 . ابن اسحاق نيز مىنويسد : چون رسول خدا اعتكاف خود را به پايان برد و بازآمد به عادت هميشه ابتدا پيرامون كعبه به طواف پرداخت و در اين حال « ورقة بن نوفل » او را ديد و گفت : برادر زاده مرا به آنچه ديدهاى و شنيدهاى خبر ده ، چون رسول خدا او را خبر داد ، گفت : قسم به آن كه جانم در دست اوست ، همانا توئى پيامبر اين امت و بىشك همان فرشتهء بزرگى كه بر موسى فرود آمده است ، بر تو نازل شده و البته تو را تكذيب كنند و آزار دهند و بيرون كنند و با تو بجنگند ، و اگر من آن روز را دريابم ، خدا را چنان يارى كنم كه خود مىداند آنگاه سر خويش را به رسول خدا نزديك برد و فرق سرش را بوسه داد و رسول خدا به خانهء خويش بازگشت ( سيرة النبى ، ج 1 ، ص 257 ) . [ 2 ] - سورهء 74 . [ 3 ] - سورهء 1 .